چه ســــــنگین گذشـــت عـــــصر بارانی ام
گویی نـــــوازش نمی کـــرد، باران صــــــورتم را
گــــــریه ام....
فـــــریادم....
نظرات شما عزیزان:
ممنون ...!
![]() .....
![]() ساعت19:32---8 مهر 1392
الهه خانم از اینکه تو این وبت چیزی نمینویسی خوشحالم
چون اینجوری میدونم... پاسخ: اره خداییش یه مدته شادم ، غم ازم دور شده خدارو شکر ، البته به لطف دوستان
آپ نمیکنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ: فعلا اون وبم آپ میکنم آقا رضا. این واسه روزای دلخوری و روزای غمگینه ![]() ![]()
خاک بر سرِ تمامِ این کلمات
اگر تو از میانِ تمامشان نفهمی من دلتنگم . . . ! لیموشیرین
![]() ساعت21:49---19 شهريور 1392
قلبم انقلاب میکند
وقتی امتداد دست هایم به دست هایت نمیرسد هجرت من ، جام شوکرانی است که با زخم هایم سر کشیده ام اکنون بر انبوه ارزوهایم کبریت میزنم! و قلبم را اتش میزنم حیف خواهد شد... خانه ات را میسوزانم! و این ثمره ی استکبار توست بر مهربانی هایم
جلوی بعضی خاطره ها باید نوشت :
آهسته یادآوری شود ...خطر ریزش اشک !!! پاسخ: ممنون از علیرضای عزیز |
About
منتظرم باشید
Home
|